X
تبلیغات
رایتل
پاورلیفتر
بدان که خداوند بر همه چیز آگاه است . پس بنگر که چگونه باید باشی ...
آرشیو
موضوع بندی
جمعه 10 آذر‌ماه سال 1385
پرسش و پاسخ

هادی : پاورلیفتر عزیز بابت برنامه ات خیلی ممنون. تقریبا 5 هفته کار کردم و راضی ام.
تو سایز بازوهام زیاد تغییری ندیدم ولی شکل بازوهام خیلی بهتر شد فکر کنم تو پر شده.حالا فکر کنم وقتشه که یه تغییری تو برنامه بدم.امیدوارم بتونی کمکم کنی. ضمنا تو این مدت وزنم از 74 به 77 رسید.
برنامه قبلیم اینه:
شنبه:
1-پرس بالا سینه هالتر 4*8
2-قفسه بالا سینه دمبل 3*8
3-پرس سینه هالتر+قفسه سینه دمبل 3*6
4-جلو بازو هالتر ایستاده 1*20(گرم کردن) 3*8 (اصلی)
5-جلو بازو دمبل نشسته 3*12
6-جلو بازو هالتر لاری 3*10
7-جلو بازو هالتر ایستاده (میل خالی) 1*20
8-ساعد هالتر نشسته 3*15
یک شنبه:
1-اسکات 7-7-5-5
2-پرس پا ماشین تک پا 4*8
3-ساق 4*15
4-زیر بغل سیم کس از جلو دست جمع 4*8
5-زیر بغل قایقی دست باز 4*8
6-بارفیکس دست جمع برعکس 2*10
7-فیله کمر 3*20
سه شنبه:
1-سرشانه هالتر از پشت نشسته 4*8
2-نشر از جانب سیم تک دست 4*8
3-پشت بازو سیم کش 1*20 (گرم کردن)
4-پرس سینه دست جمع 3*8
5-پشت بازو هالتر لاری خوابیده 3*10
6-پشت بازو سیم کش 2*12
چهارشنبه:
1-پارالل 3*10
2-بارفیکس 3*8
3-شکم 4*30
4-گردن 4*30
5-شنا سوئدی 2*20
6-کول هالتر 4*10
7-کول لیفت هالتر 1*25
البته خودمم یه کم دستکاری کردم.
جناب پاورلیفتر من نمیخوام در کل وزنم بیشتر از 85-90 بشه.بعد میخوام که فقط عضله خشک بیارم شما چه رژیمی توصیه میکنی؟
من تا حالا هیچ پودری مصرف نکردم و زیاد تو نخ مکملها نیستم به نظرت خوبه یا بد؟
خیلی بهت زحمت دادما!
یکی از بجه ها سه چهار ماهی هست که داره باهام میاد. وزنش سخت بالا میره الان قدش 1.83 وزنش هم 64-65 کیلو هست.میتونی یه برنامه هم به این بدی؟
آقا این سری خیلی خیلی بهت زحمت دادم امیدوارم جبران کنم.خیلی ازت ممنون و متشکرم.

=======================

سلام . خوب حالا که تونستی 5 هفته با این برنامه کار کنی باید تغییراتی رو در خودت بینی . اگه میبینی تاثیر زیادی رو حجم بازوهات نزاشته به خودت و تمریناتت رجوع کن . چون ممکنه حرکات را با دامنه اصلی حرکتی انجام نداده باشی .
به هر حال . میتونی این برنامه رو در ادامه دنبال کنی : فقط نکاتی که سری قبل گفتم رو فراموش نکن .
شنبه : پرس سینه هالتر 8×3 - 10 - 12 که 3 ست آخر باید وزنه ای رو انتخاب کنی که در ست آخر در تکرار هفتم به خستگی برسی و 1 یا 2 تکرار رو کمکی انجام بدی .
پرس بالا سینه هالتر 10×3
قفسه سینه دمبل 12×3 + پارالل 8×3
جلوبازو هالتر ایستاده دست بازتر از عرض شانه 10×3 + پشت بازو هالتر خوابیده 10×3
جلوبازو دمبل نشسته 12×3 + پشت بازو سیمکش 12×3
جلوبازو لاری دست جمع 10×3 + پشت بازو تک دمبل خم ( تکی با جفتی ) 10×3
===========
یکشنبه :
جلو ران دستگاه 12×3
اسکوات هالتر 8×3 - 10- 12×2
پشت ران هالتر + پشت ران دستگاه 10×3
ساق پا ایستاده 25×3
فیله کمر 50-30×3
===========
سه شنبه :
پرس سرشانه هالتر از جلو 8×3
سرشانه دمبل طرفین ( نشر طرفین ) 12×3 با وزنه سبکتر + 10×3 وزنه اصلی
سرشانه هالتر از پشت 10×3
شراگ هالتر 8×3
کرانچ ( شکم ) 25×3
زیر شکم آویزان از میله بارفیکس 30×3
===========
چهارشنبه :
بارفیکس دست باز از جلو 10-8×3
زیر بغل هالتر خم 10×3
زیربغل سیمکش از پشت + زیربغل سیمکش از جلو دست جمع مچ برعکس 12×3
فیله کمر دستگاه 50-40×3
ساعد هالتر 15×3

میتونی هر روز صبح همراه صبحانه 1 عدد کپسول امگا 3 میل کنی ( دانه ای 120 تومن ! )
شب قبل از خواب هم میتونی از 1 عدد قرص کلسیم استفاده کنی . ( اونم دونه ای 30 یا 40 تومنه . )
کراتین رو توصیه نمیکنم ولی خب اگه دوست داری میتونی مصرف کنی .
محلول رو که دست ساز بود همچنان ادامه بده .
مکمل ها بد نیستن بلکه سودمند هم هستند منتها فعلا نه ! همون محلول خودمونو بخور جواب میده .
صبحانه : پروتئین و کربوهیدرات پیچیده . به نسبت 30% - 60% و بقیه هم چربی های سالم .
با توجه به اینکه دوستت 4 ماه کار میکنه و با حرکات آشنایی جزوی داره :
برای دوستت باید 6 تا 8 هفته اینو کار کنه : فعلا ...
گرم کردن و حرکات کششی 5 تا 10 دقیقه .
پرس سینه هالتر 10×3
بارفیکس 8×3
سرشانه هالتر از جلو 10×3
جلوبازو هالتر ایستاده 12×3
پشت بازو سیمکش ایستاده 10×3
شکم کرانچ 25×3
پرس پا دستگاه 10×3
3 روز در هفته کل برنامه رو کار کنه . 1 حرکت بزرگ و پایه برای هر قسمت از بدن .
خودت نگاه کن اگه پرس سینه سختشه به جاش بگو شنا سوئدی بیاد .
اگه بارفیکس نمیتونه بگو سیمکش از پشت بیاد .
موفق باشین . فعلا .
قربون شما : پاورلیفتر .

=================================

۱۱ آذر سالروز شهادت یه مرد بزرگه . اسطوره ی شمال کشور و نماد آزادی خطه سرسبز گیلان . میرزا کوچک خان جنگلی رهبر نهضت آزادی جنگله . یادش گرامی باد .

زندگی نامه

میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ، اهل رشت، در سال 1259 شمسی، دیده به جهان گشود. سال های نخست عمر را در مدرسه ی حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه ی جامعه آن شهر به آموختن مقدمات علوم دینی سپری کرد. در سال 1286 شمسی، در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سرکوبی محمدعلی شاه روانه ی تهران شد.هم زمان با اوج گیری نهضت مشروطه در تهران، شماری از آزادی خواهان رشت کانونی به نام «مجلس اتّحاد» تشکیل دادند و افرادی به عنوان فدایی گرد آوردند. میرزا کوچک خان که در آن دوران یک طلبه بود و افکار آزادی خواهانه داشت به مجلس اتحاد پیوست. در سال 1289 شمسی، در نبرد با نیروی طرفدار محمد علی شاه در ترکمن صحرا شرکت داشت و در این نبرد زخمی و چندی در بادکوبه در یک بیمارستان بستری گردید. در سال 1294 شمسی، به جای «مجلس اتّحاد» «هیأت اتّحاد اسلام» از یک گروه هفده نفری در رشت تشکیل گردید. بیشتر افراد این گروه روحانی بودند میرزا کوچک خان عضو مؤثّر آن بود. این هیأت هدف خود  را خدمت به اسلام و ایران اعلام کرد و به زودی میرزا کوچک خان رهبری هیأت را بر عهده گرفت. پس از اشغال نواحی شمالی ایران از سوی روسیه ی تزاری، هیأت اتّحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزار پرداخت و یک گروه مسلح به عنوان فدایی تشکیل داد و روستای کسما را در ناحیه ی فومن مرکز کار خود قرار داد و در آن جا سازمان اداری و نظامی به وجود آورد. هیأت اتّحاد اسلام، پس از چندی به کمیته ی اتّحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به 27 نفر افزایش یافت و رهبری کمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال 1296 شمسی، بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، کجور و تنکابن زیر نفوذ کمیته درآمد. این کمیته «نهضت جنگل» و «حزب جنگل» نیز نامیده شده است.

فعالیت های نظامی نهضت جنگل

در فروردین 1297، فداییان نهضت جنگل، پس از چند درگیری با نیروهای انگلیسی مواضع مهم راه رشت – منجیل را در اختیار خود گرفتند. در خرداد 1297، نیروی «کلنل پیچرا خوف» افسر روسی که قصد بازگشت از ایران را داشت با«ژنرال دانسترویل» انگلیسی که او نیز می خواست از طریق انزلی به بادکوبه برود هم پیمان شدند و نیروهای روسی در منجیل با فداییان «کمیته ی اتحاد اسلام» به نبرد پرداختند، در حالی که زره پوش ها و هواپیماهای انگلیس هم برای کمک به او به حرکت درآمده بودند. «پیچراخوف» راه منجیل تا رشت و انزلی را گشود و پس از گشوده شدن این راه، نیروهای انگلیسی در دو طرف راه مستقر شدند. در این میان نیروی «کمیته ی اتحاد اسلام» رشت را تصرف کرد، امّا پس از ده روز نیروهای انگلیسی به کمک زره پوش ها و هواپیماها رشت را تسخیر نمودند. در 27 مرداد 1297، میان نمایندگان کمیته ی اتحاد اسلام با نمایندگان انگلیس در رشت قراردادی امضا شد. امضای این قرارداد چنان اختلاف نظر پدید آورد که میرزا کوچک خان به ناچار انحلال کمیته ی اتحاد اسلام را اعلام داشت و کمیته انقلابی گیلان را تشکیل داد. شماری از سران کمیته اتحاد اسلام کناره گیری کردند و شماری از افراد تندرو در کمیته ی انقلابی گیلان عضویت یافتند.برای از بین بردن نهضت جنگل، وثوق الدوله در بهمن 1297، به وسیله ی سید محمد تدین پیام صلحی برای کوچک خان رهبر نهضت فرستاد و از او خواست که نیروی مسلح خود را در اختیار دولت قرار دهد، میرزا نپذیرفت. وثوق الدوله در 18 اسفند 1297، تیمور تاش را با اختیارات تام به استانداری گیلان فرستاد و در خرداد 1298، کلنل «استاروسلسکی» فرمانده ی نیروی قزاق با اختیارات تام، مأمور سرکوب نهضت گیلان شد. در عملیات تسخیر رشت توپخانه و هواپیماهای نظامی انگلیس هم شرکت داشتند. پیش از حمله ی «کلنل تکاچینکف» از تهران نامه ی تأمین برای میزرا نوشتند، ولی میرزا نپذیرفت و پس از درگیری های فراوان عده ای از سران نهضت از جمله دکتر حشمت که پزشک بود و به واسطه ی خدمات پزشکی محبوبیت زیادی در لاهیجان کسب کرده بود و در آن جا یک گروه چند صد نفری به نام «نظام ملی» گرد آورده بود، تسلیم نیروی دولتی در رشت شد. نیروهای دولتی تصمیم گرفتند، او را به واسطه ی نزدیک بودن به میرزا آزاد کرده تا او میرزا را ترغیب به تسلیم کند و اگر موفق شد یا نشد خود را پس از ده  روز معرفی نماید، امّا دکتر حشمت، پس از بازگشت به لاهیجان دچار تردید شد و چون بازگشت او به تأخیر افتاد، یک گردان مأمور دستگیری او شد. او با گردان دولتی درگیر و شماری از افراد «نظام ملی» کشته شدند و دکتر حشمت دستگیر و در دادگاه نظامی در 4 اردیبهشت 1298، محکوم به اعدام شد.

نهضت جنگل و رهبران انقلاب اکتبر روسیه

جنگلی ها در دوران تزارها قیام خود را آغاز و به مخالفت با آنان پرداختند، امّا در آغاز پیروزی انقلاب اکتبر، روابط جنگلی ها با روس ها حسنه شد. پس از چندی روس ها سیاست خود را تغییر و از حمایت نهضت جنگل دست کشیده و سرانجام به آن خیانت کردند.

در 28 اردیبهشت 1299 شمسی، ارتش سرخ تحت عنوان سرکوبی به اصطلاح ضدّ انقلابیون وارد بنادر انزلی و غازیان شد. نهضت جنگل که حضور نیروهای بیگانه در خاک کشور برایش قابل تحمل نبود و حضور آنان را به زیان استقلال ایران می دید، اسماعیل آقا جنگلی خواهرزاده ی میرزا را به عنوان نماینده به دیدار فرمانده ی ارتش سرخ فرستاد. وی قبل از هر سخنی سراغ میرزا را گرفت و تمایل شدید خود را برای دیدار با او اعلام کرد. بنابراین میرزا در رأس هیأتی به انزلی رفت و در آن جا با فرمانده ی ارتش سرخ دیدار و مذاکره کرد و نسبت به چند موضوع توافق کلی حاصل شد.

اعلام حکومت جمهوری

پس از توافق جنگلی ها با روس ها، سران نهضت به رشت آمدند و در این شهر اعلام حکومت جمهوری کردند. آنان ضمن انتشار اعلامیه ای با عنوان «فریاد ملت مظلوم ایران از حلقوم فداییان جنگل» به مفاسد دستگاه حاکمه ی ایران و جنایات انگلیسی ها اشاره کردند. و در پایان نظریات خود را به شرح ذیل اعلام داشتند:

1-     جمعیت انقلاب سرخ  ایران، اصول  سلطنت را ملغی  کرده،  جمهوری را رسماً اعلام می نماید.

2-     حکومت موقت جمهوری، حفاظت جان و مال عموم اهالی را به عهده می گیرد.

3-     هر نوع معاهده و قراردادی را که قدیماً و جدیداً با هر دولتی منعقد شده است، لغو و باطل می شناسد.

4-   حکومت موقت جمهوری، همه ی اقوام بشر را یکی دانسته، تساوی حقوق درباره ی آنان قائل است و حفظ  شعایر اسلامی را از فرایض می داند.

کودتای حزب عدالت

پس از ورود ارتش سرخ به ایران، چند تن از اعضای حزب کمونیستی عدالت باکو نیز از روسیه وارد گیلان شدند. این افراد در رشت دست به تشکیل حزبی به نام «عدالت» زدند و رفته رفته، ضمن برگزاری اجتماعات و سخنرانی ها، عملاً موارد توافق شده میان جنگلی ها و روس ها را زیر پا گذاشتند و تبلیغاتی را علیه میرزا آغاز کردند. میرزا در تیر 1299، معترضانه رشت را ترک کرد و اعلام کرد تا زمانی که حزب عدالت از کارهای خلاف و حمله به اسلام و تبلیغ کمونیسم دست بر ندارد به رشت باز نخواهد گشت. به دنبال این حادثه اعضای حزب عدالت که بعضی از آنان همچون احسان الله خان و خالو قربان قبلاً از دوستان نزدیک میرزا بودند، درصدد بر آمدند کودتایی را انجام دهند که  طرح آن را قبلاًٌ ریخته بودند. نقشه ی کودتا این بود که میرزا یا باید کشته شود و یا دستگیر و از رهبری انقلاب کنار رود. میرزا که تا حدی از هدف اعضای حزب و نقشه ی خائنانه ی آنان مطلع شده بود، به جنگل رفت و در این درگیری ها بسیاری از جنگلی ها دستگیر یا کشته شدند.

شکست نهضت و شهادت میزرا کوچک خان جنگلی

پس از تسلیم خالو قربان، نیروهای دولتی وارد رشت شدند و چون مذاکرات صلح با جنگلی ها به نتیجه نرسید، نیروهای دولتی به تعقیب جنگلی ها پرداختند. برخی از نیروها متفرق، برخی تسلیم و تعدادی نیز کشته شدند. با چنین وضع سخت و دردناکی میرزا در سرمای شدید زمستان از همسرش خداحافظی کرد و در اعماق جنگل عقب نشست تا بتواند نیروهای پراکنده را در فرصت مناسب جمع آوری و سازماندهی کند. امّا در اثر سرما مرگ به سراغش می آید. روزنامه ی جنگل ارگان نهضت درباره هدف نهضت چنین نوشته است:(1)

«ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم. استقلال به تمام معنای کلمه، یعنی بدون اندک مداخله ی هیچ دولت اجنبی، [و طرفدار] اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلاتی دولتی، که هر چه بر سرایران آمده از فساد تشکیلات است. ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم. این است نظریات ما که تمام ایرانیان را دعوت به هم صدایی کرده، خواستار مساعدتیم.»

رهبر نهضت جنگل یک روحانی و مرد دین بود. او انقلاب جنگل و همه ی مظاهر آن را از دریچه ی اندیشه های سیاسی که از اسلام آموخته بود، می نگریست. او یک باره دست به قیام مسلحانه نزد، همه ی راه ها را آزمود و پس از یأس وارد عمل  و مردانه پا به صحنه ی کارزار نهاد.

او شاهد به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، توسط محمد علی شاه و تحصن علما در سفارت عثمانی بود. او به امید نجات مشروطه به مجاهدین پیوست و در فتح قزوین شرکت کرد و با مشاهده ی اعمال خلاف بعضی از مجاهدین به موطن خود رشت بازگشت، اما بار دیگر به مجاهدین پیوست و در فتح تهران شرکت نمود و با قوای استبداد جنگید.

علی رغم تلاشی که در تحریف چهره ی میزرا به عمل آمده، به شهادت تاریخ، وی از مجاهدان مشروطیت و از هواداران جناح اعتدالیون مجلس و وفادار به اسلام بود. او سخت به اتحاد جهان اسلام عشق می ورزید. تاخت و تازهای خارجی در صحنه ی سیاست و اقتصاد کشور و سیاست بازی عناصر منافق و خود فروخته، وضع آشفته گیلان و بی کفایتی دولتمردان، انگیزه هایی بود که این روحانی جوان، حساس و دلسوخته را به میدان سیاست و سپس به صحنه ی کارزار کشاند.

نخست در برابر استبداد محمد علی شاه ایستاد و سپس با شخصیت های با نفوذ تماس گرفت و در آخرین مرحله از تلاش خود سلاح به دست گرفت و در برابر نیروهای بیگانه به مقاومتی جانانه پرداخت. او بارها در برابر مردم گیلان هدف از نهضت خود را احیای قوانین اسلام اعلام کرد و یادآور شد که میرزا کوچک هرگز اسلحه را از خود دور نمی کند، مگر وقتی که مطمئن باشد، افراد ایرانی از تجاوز متجاوزان بیگانه و ستمکاران داخلی مصون و از امنیت و رفاه برخوردار هستند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 509324


free counters

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها